سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

مدح و مرثیۀ ( وفات) حضرت خدیجه سلام‌الله‌علیها

شاعر : جواد محمدزمانی
نوع شعر : مدح و مرثیه
وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
قالب شعر : مربع ترکیب

زنی چون مرد، خورشید از تبرزینِ تبش پیدا            هزاران نغمۀ داوود در هر یا ربش پیدا
گل غیب و
شهود از ذکر تنزیه لبش پیدا            چه حیرت‌ها که از سقف زراندودِ شبش پیدا


نبی را "جان" او نگذاشت در دل، غم شود غالب
گذشت از جان و مالِ خویش در شعب ابی طالب
کسی که صد طنین از عشق در هر گام آورده            برای او پـیـمـبـر کـاروان از شام آورده
غـلام او، بـحـیـرا دیـده و پـیـغـام آورده            نخـستـین زن که با آزادگی اسلام آورده

کسی که گفت: در هر امر و تصمیمی مقدم تو
کسی که گفت: آمَنتُ و صَدَّقتُ و سَلَّمتُ
کسی که وامدارش قاف تا قاف قریش آن‌روز            سفرها داشت بالاتر ز ایلافِ قریش آن روز
گذشت از هر قماش زرد و زربافِ قریش آن روز            کسی‌که که دست رد می‌زد به اشراف قریش آن‌روز
در آن‌روز آینه از روشنای حق برابر داشت
هوای وصلت فرزند عبدالله، در سر داشت
که بازرگان جان، قدر طلا را خوب می‌داند            که تاجر قیمت این پُربها را خوب می‌داند
که عارف ارزشِ وجه خدا را خوب می‌داند            زنی این‌گونه قدر مصطفی را خوب می‌داند
چنان مهری به دل دارد که هستی را فدا سازد
که از اموال خود مهریۀ خود را بپردازد
به هنگام وفاتش بر نمی‌گشت از وفای خود            خدا می‌خواست او را در بهشت خود برای خود
پیمبر هم كفن می‌کرد او را با عبای خود            چه زیبا قدردانی کرد از او با دعای خود
ز خاطر کی بَرَد احمد، ملال هجرت او را
که «عام الحزن » نامیده است سال هجرت او را
کمی آرام‌تر! زهراست در خانه پریشانت            ندارد سن و سالی تا ببیند داغ هجـرانت
چه خواهد کرد با او، غصۀ شام غریبانت            خودت گفتی: عزیزم دخترم، جانم به قربانت
تو که با شوق، عمری را به پیغمبر وفا کردی
چه شد زهرای خود را با غم مادر رها کردی؟!
چه زود این داستانِ داغِ تو تکرار شد مادر!            بر اهل‌بیت پیغمبر، غمی آوار شد مادر!
که زهرا، کشته در بین در و دیوار شد مادر!            و زینب وارث این ماتم دشوار شد مادر
چه مظلومانه مادر را به شب بُردند از خانه
به گِردِ شمع مولا، عاشقانه سوخت پروانه

نقد و بررسی